گزارش مصاحبه برنامه زنده باد زندگی با آقای میثم اسماعیل قصاب

بعد از سلام و احوالپرسی و اینکه آقای میثم و خانم مرجان خودشان را معرفی کردند و پرسش هایی مطرح شد با این مضمون که چند فرزند هستند ، در چه خانواده ای بزرگ شده اند، میثم از چه زمانی مصرف را شروع کرد و... گفتگو با این سوال به طور جدی شروع شد که آقای خسروی، مجری برنامه از خانم مرجان پرسیدند:


_خانم مرجان چند وقت بود که برادرتان مبتلا به مصرف مواد مخدر بود و شما بی خبر بودید؟

من همیشه به میثم شک داشتم چون فاصله سنی ام با او زیاد نبود و خیلی هم به او علاقمند و نزدیک بودم، اما زمانی متوجه شدیم و به این مساله ایمان پیدا کردیم که میثم مصرف کننده کراک شده بود و همانطور که مطلع هستید مواد مخدر صنعتی هیجانات خاص و پیامدهای بدی دارد و خیلی زود لو می رود به همین خاطر بعد از مدتی که میثم درگیر مصرف کراک شد متوجه شدیم و در پی راهی برای درمان.

 

 _میثم ،اهل کدام محله هستی و شغل  پدرتان چه بود؟

من اهل منطقه افسریه هستم و پدرم در بازار تهران مغازه دار هستند.

 

_میثم،اهل خانه و خانواده بودی یا نه، خانواده گریز و اهل کوچه و خیابان؟

خیلی اهل خانه نبودم و بیشتر به بیرون تمایل داشتم.

 

 _اینکه می گویند رفیق ناباب و ... باعث اعتیاد من شد در مورد تو هم صادق است؟

 نه اصلا بحث این نیست، مساله هیجان است و درون انسان ها. خیلی از انسان ها هستند که در محیطی با شرایط  نه چندان خوب بزرگ می شوند ولی به هیچ موادی آلوده نمی شوند مثل برادر بزرگ من که در همان محله بزرگ شد و به هیچ موادی هم اعتیاد پیدا نکرد اما من با دوستان برادرم مواد مصرف می کردم.

 

_ میثم در سال 1372 چه اتفاقی افتاد که مواد مصرف کردی و معتاد شدی؟

این اعتیادی که مد نظر شما است از سال 72 و 12 سالگی من شروع نشد، در آن زمان استارتی برای من زده شد تا در آینده مصرف کننده شوم. مصرف مواد مخدر از جایی استارت زده می شود. با همان تجربه اول استفاده که من معتاد نمی شوم، بار اول مصرف می کنم و بار دوم مصرفم شاید دو ماه بعد در یک شرایط مناسب و آماده باشد

 

_ شروع مصرفت چه طور بود؟

شروع مصرفم سر یکسری هیجانات بچگانه بود و کنجکاوی اینکه بزرگترهایی که مثلا از مشروبات الکلی استفاده می کنند چه حالت هایی دارند.

 

_ هیچ گاه نگران این مساله نبودی که اگر پدر و مادرت بفهمند و یا خواهر و برادرت متوجه شوند چه می شود؟

چرا اتفاقا خیلی از این موضوع می ترسیدم اما آنقدر خواسته استفاده از مواد را داشتم و مصرف را دوست داشتم که برای هیچ کدام از این ترس ها و نگرانی ها ارزش قائل نمی شدم.

 

_ کارتن خواب هم شدی؟

بیرون از خانه نه ولی در خانه چرا کارتن خواب شدم. تمام این اتفاقاتی که در مسیر درمان برای من افتاد و من رها شدم به این خاطر بود که خانواده ام در کنارم بودند و در هیچ مرحله ای من را تنها نگذاشتند، مثلا من از شرم اینکه با اعضای خانواده ام روبرو شوم شب ها تا 2 یا 3 بعد از نیمه شب بیرون از خانه می ماندم که همه اعضای خانواده ام بخوابند ، بعد من به خانه بروم اما همین که وارد کوچه می شدم می دیدم که مادرم جلوی در ایستاده، من را که می دید و از آمدن من مطمئن می شد سریع داخل می رفت تا با من روبرو نشود و من از رو در رو شدن با او خجالت نکشم، تا این حد با من کنار آمدند. حتی باعث درمانم هم خانواده ام بودند، آن ها بودند که برای درمان من اقدام کردند و به دنبال راه گشتند.

 

_ خانم مرجان:ادامه این شرایط را شما تعریف کنید.

روزهای خیلی تلخ و سختی بود، اما برای ما که امروز آن روزها را سپری کرده و به رهایی رسده ایم دیگر تلخ و سخت نیست، به سختی به یاد می آوریم چه روزهایی را پشت سر گذاشتیم و شاید مثل یک غبار باشد آن روزهایی که میثم به وزن 40 کیلو گرم رسیده بود و از کمر تا شده بود و قدرت راه رفتن نداشت.

  اگر مردم ما بدانند که معتاد کارتن خوابی که کنار خیابان ها پرسه میزند و معلوم نیست از چه خانواده ای است و چه کسانی چشم انتظارش هستند میتواند مثل میثم روزی به رهایی برسد و کت و شلوار پوشیده در برنامه ما حاضر شود به درمان این بیماران امید پیدا می کنند. مشکل اینجا است که ما همه منتظر نشستیم که به زودی او بمیرد چون فکر می کنیم که امید بازگشتی وجود ندارد.

 

 _ میثم کراک استفاده می کردی؟

بله 4 سال آخر اعتیادم روزی 6 یا 7 گرم کراک مصرف می کردم.

 

 _در ادامه،آقای اسماعیل قصاب در پاسخ به پرسش تلفنی مصرف کننده ای که سوال کرده بود بعد از 15 سال مصرف هر بار که تصمیم به ترک می گیرم با شکست مواجه می شوم، فرمودند:

مشکل ما از همین جا شروع می شود که از کلمه ترک استفاده می کنیم. ترک برای عادت است ، عادت هایی مثل قمار بازی اما اعتیاد عادت نیست بلکه یک بیماری است که باید درمان شود مثل بیماری سرماخوردگی که فرد نزد پزشک می رود، دارو استفاده می کند و بعد از تمام شدن طول درمان تمام عوارض آن بیماری هم از بین می رود از سردرد و استخوان درد و گلو درد گرفته تا... برای درمان اعتیاد هم باید اول صورت مساله اعتیاد را بدانیم و راه درست را برای درمان انتخاب کنیم و راه درست هم راهی است که نتیجه اش معلوم باشد. ترک کردن یعنی فرار کردن، اگر این دوستمان نتوانسته ترک کند هیچ کس دیگری نمی تواند چون من وقتی چندین بار ترک می کنم اما باز دو باره بازگشت می کنم ناامیدی شدیدی به سراغم می آید و در شرایط بدتر ممکن است به خود کشی هم فکر کنم. این اشتباه اولیه در استفاده از کلمه ترک باعث اشتباهات بعدی هم می شود اما در مساله اعتیاد سیستمی خراب شده که برای درمان این بیماری هم باید این سیستم دوباره بازسازی شود.

 

_ و خانم اسماعیل قصاب در پاسخ به خانمی که پرسیده بودند: پسری دارم مصرف کننده که ترک کردن را دوست دارد اما چون اراده ندارد نمی تواند و ما به اجبار او را در کمپ خوابانده ایم، اجبار اثر دارد یا نه؟ فرمودند:

اجبار به هیچ عنوان در این مورد کارساز نیست. هرچیزی باید به نقطه صفر خودش برسد که عکس العمل نشان دهد،آب در دمای 100 درجه به جوش می آید نه 50 درجه و نه 60 درجه، انسان هم باید به یک نقطه ای برسد که خسته شود و خودش بخواهد اگر خواست درونی نباشد هیچ کس نمی تواند هیچ کس دیگر را مجبور به کاری بکند.

 آقای میثم در تکمیل صحبت های همسفرشان فرمودند: خسته شدن این نیست که من حتما کارتن خواب شوم، ممکن است این خسته شدن زمانی اتفاق بیافتد که ما اطلاعات درست را به شخص بدهیم. من در مرکزی که درمان شدم تا 4 ماه می نشستم، کراک مصرف می کردم و چرت می زدم اما در این بین صحبت ها را هم می شنیدم، بعد از 4 ماه متوجه شدم صحبت هایی که در اینجا زده می شود ، روشی که اجرا می شود به نام DST   و دارویی که استفاده می شود به نام شربت تریاک عین حقیقت است. نه بازی بود و نه اجبار، برای درمان یک فرایند زمانی در نظر گرفته شده بود که باید طی می شد.

 

_باز خانم مرجان در پاسخ به یکی از هموطنانمان که پرسیده بودند: همسر من 52 سال دارد و اعتیاد به شیشه، برای درمان در بیمارستان بستری بودند اما باز هم به سمت مواد بازگشت کردند،آیا راه حلی برای ترک ایشان وجود دارد؟ فرمودند:

اولین راه حل برای درمان این است که آموزش بگیریم که چه طور باید با یک مصرف کننده رفتار کرد به عبارتی درمان فقط برای یک مصرف کننده نیست، خانواده های مصرف کننده ها هم باید تحت درمان قرار بگیرند و همچنین آموزش بگیرند که در کنار یک مصرف کننده چه طور رفتار کنند که از خانه فراری نشود و به درمان او کمک کنند. مادر بنده 9 ماه قبل از میثم در مرکزی که ما درمان شدیم حاضر شد و از طریق مادرم بود که ما متوجه شدیم که چه طور باید با میثم رفتار کنیم.

 

_ میثم،من متعجب هستم که چرا این مصرف کننده را بستری کرده اند؟

اتفاقا کار خوبی کرده اند چون مصرف کنندگان شیشه نسبت به مصرف کننده های دیگر متفاوت هستند و به خاطر مساله توهمات و... خطرناک تر هم هستند  بهترین کار این است که یک دوره در بیمارستان یا مراکز درمانی اینچنینی بستری شوند و بعد به مراکز دیگر درمانی معرفی شوند.

 

_خانم مرجان شما چه کار کردید تا فضا برای درمان میثم مساعد شود؟

خوب اواخر مصرف، میثم به شدت عصبی و پرخاشگر بود و به هر بهانه ای فضای خانه را متشنج می کرد، شیشه ها را می شکست و... در این شرایط همه اعضای خانواده به نوعی با او مقابله به مثل می کردند و رفتاری مثل رفتار میثم از خود نشان می دادند تا او را از خانه بیرون کنند در واقع ما همیشه روبروی یک مصرف کننده قرار می گیریم اما بعد از اینکه وارد این مرکز درمانی شدیم و آموزش دیدیم که چه طور باید با یک مصرف کننده برخورد کنیم دیگر رودر رویش نبودیم بلکه در کنارش قرار گرفتیم و اگر او هم عصبی و پرخاشگر بود و رفتار نامناسبی از خود نشان می داد این ما بودیم که آرامش خود و خانه را حفظ می کردیم همین مساله باعث شد که میثم از خانه رانده نشود و تا آخرین لحظه در خانه ماند.

 میثم: وقتی یک فرد در یک خانه مصرف کننده است مثل بمبی می ماند که منفجر می شود و تمام ترکش های آن به نزدیکان و کسانی که اطرافش هستند اصابت می کند و وقتی هم که برای درمان اقدام می کنند باید همه اعضای آن خانواده دست جمعی و با هم به درمان اقدام کنند. بعضی از بیماری ها هستند که با دارو درمان می شوند اما بیماری مثل اعتیاد بیماری است که برای درمانش هم به دارو نیاز است و هم به آموزش تا تفکر و جهان بینی فرد هم درست شود و نگرشش به دنیای اطراف تغییر کند. این تغییر کردن در عرض یک روز و دو روز و شش ماه اتفاق نمی افتد. مسلما زمانی را لازم دارد، یعنی باید آموزش بگیرد . ریشه بیشتر مشکلات ما از روی ندانستن است . من نمی دانستم که برای چه زنده هستم و برای چه زندگی می کنم و همیشه به هر کاری که دست می زدم زود خسته می شدم، بعد از اینکه خسته می شدم به دنبال چیز جدیدی می رفتم به همین خاطر اول از الکل شروع کردم و همینطور ادامه پیدا کرد تا به کراک رسید. این نگرش باید تغییر کند. هرکاری که انسان انجام می دهد به پایان که می رسد خط دیگری شروع می شود، خط اول را شروع می کنیم، بعد از پایان خط نقطه می گذاریم و خط بعدی را شروع می کنیم. متد DST که عرض کردم خدمتتان متدی کامل است که فرد در این متد به طور کامل درمان می شود و به رهایی می رسد، بعد از اینکه به رهایی رسید تعادل را می توان در زندگی او دید. در اینجا مثلثی وجود دارد که باید کامل شود که دارای اضلاع جهان بینی، متدDST و دارو است و هر سه ضلع این مثلث باید در کنار هم باشد تا درمان اتفاق بیافتد. جا دارد من اینجا از تمام سازمان هایی که زحمت کشیدند تا این دارو در اختیار مصرف کننده ها قرار بگیرد تشکر کنم چرا که این دارو بهترین دارو برای درمان اعتیاد است به شرطی که با تجویز پزشک و به روش درست مورد استفاده قرار بگیرد در غیر اینصورت خودش هم اعتیاد آور است. از این جهت عرض می کنم این دارو داروی کاملی است که تمام مشتقات تریاک را در خود دارد و برای درمان تمام بیماری ها مناسب است بهترین مسکن ها، شادی آورها، آرام بخش ها و... را در خود دارد.

کسی که قصد درمان دارد و وارد این مرکز می شود هم خودش و هم خانواده اش 420 ساعت کارگاه های آموزشی را می گذراند.

 

_ میثم با شرایطی که به واسطه مصرف مواد پیدا کرده بودی چه طور توانستی رها شوی؟

من احساس کردم جایی که نشسته ام و چیزهایی که می شنوم درست است.

 

_ مدت زمان درمانت چه قدر طول کشید؟

یک سال

 

_چه قدر هزینه داشت؟

رایگان بود

میثم: مساله ای که می خواهم عنوان کنم این است که ایران در بحث درمان اعتیاد اولین کشور است، من فکر نمی کنم شما در هیچ جای دنیا پیدا کنید که یک مصرف کننده روزی قهرمان یک رشته ورزشی شود و در سطح ملی ورزش کند که این اتفاق در ایران و در مرکز درمانی که من در آن درمان شدم افتاد.

 

 _خانم اسماعیل قصاب فرصتمان تمام شد، به عنوان حرف آخر کلامی هست که بخواهید بگوئید؟

تشکر و قدردانی می کنم از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همینطور خانواده آقای جلالی. نمی توانم بگویم روزی برسد که مواد نباشد، امیدوارم روزی برسد که صورت مساله اعتیاد برای همه باز شود.

 

با تشکر

منبع : وبلاگ نمایندگی قزوین